خرید بک لینک

درباره سایت

زندگی از قاب نگاه من

من و مکعب دوست داشتنی ام سه سال باهم بزرگ شدیم و زندگی را از یک قاب دیدیم؛ اکنون به امید پایان چهارسال با هم دیدن؛ روزها را یک به یک پشت سر می نهیم. همین. اضافات: نظرات را معمولا تایید نمیکنم تا فقط برای خودم باشند، نوعی مرض است... . افاضات:اینجا بخشی است از حریم خصوصی من است که عمومی اش کرده ام، گاهی اما این حد و مرزها شکسته شده اند، مرا عفو کنید.
تحقیر خود خواسته ی خویشتن هم حتی جواب کوتهی های عده ای را نمی دهد گاهی.
هرچه سرپایین بیاوری و قامت خم کنی؛ بازهم آنقدر در زمین پست و فانی فرو رفته اند که بدان ها نمی رسی. آخر تا کی باید از خویش بزدایی تا هم شان آنان گردی. تا کی باید خود در قالب نهی تا بیش از آن که هستی فراتر نروی تا آنان شاید به نزدیکی هایت برسند.

داد ِ آن دارم که دنیا؛ این فراخی بی پایان برای ما زندانیست؛ تا بازماندگان از راه زندگی خود را برسانند. سخت است که ده باشی و تو را یک بشمارند؛ سخت است که باشیم؛ آنگاه همه را بر یک قسم "انسان" بخوانند.

و سخت است که خود بنویسی و خود اجرا کنی و خود پاسخ دهی و خود همه کار انجام دهی؛ و دیگرانی فقط گوشتی و پوستی و استخوانی باشند.(همچون مترسکان که مگر باد تکان دهد تا گنجشکی و کلاغی شاید بترسد)

سخت است که برای اولین و آخرین بار از دلت بنویسی و بدانی کسانی از جنس کوتهان زبانت را خواهند سوزاند.

و سخت است...گاهی زندگی خیلی سخت است.

مخلص آنکه؛هیچ!


پی نوشت:

کوتهان: آنانی که کوتاهی میکنند؛ و الا وجود آدمی شریف است و هر فردی خود فی نفسه والامقامی است؛ کافیست که خود بشناسد و دریابد.


برچسب: نویسنده: mR.mokaaB تاريخ: سه شنبه 13 تير 1391 ساعت: 16:03

صفحه بندی